دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴
آفتاب تیر و مرداد
تابستان است و آفتاب.

اگر چه راه رفتن زیر آفتاب این روزهای تهران که چند ساله شرجی هم شده کابوس وحشتناکی شده است که هر روز محقق می شود، اما این آفتاب همزمان فرصتی است برای تولید کلی خوراکی های خوشمزه که بعضی ها تمام سال منتظر دقیقا چنین آفتاب سوزانی هستند.

لواشک: این ورقه های ترش فقط زیر آفتاب تیر و مرداد عمل می آیند. نمی دانم چرا جنس مونث اینقدر لواشک دوست دارد؟ البته لواشک بلوبری اگر باشد من هم دوست دارم و فقط یکبار از فرنگ بدستم رسید.

خیارشور: خیار شور حتما باید با خیار رسمی انداخته شود که آن هم فقط در همین تیر و مرداد پیدا می شود. باقی سال خیار های گلخانه ای آب مزه گیر می آید.

مربای لیموترش: این مربا با دمای طبیعی آفتاب پخته می شود، لیموی مینابی را اسلایس کنید و همان قدر شکر لایه به لایه اضافه کنید. دلتان خواست چوب دارچین و هل هم مخلوط کنید. دو ماه زیر آفتاب بماند. من هنوز نخوردم ولی دو هفته پیش گذاشتم زیر آفتاب. نقل است آنقدر خوشمزه است که نگو...

موارد برای آب انداختن دهن دوستان فراوان است ، اگر در ذهن دارید شما هم اضافه کنید به کامنتها

پ.ن: یک مورد دیگر که حسابی یادم رفته بود خانواده ی فلفل ها هستند که الان وقت خشک کردن و گردنبند درست کردن با فلفل های سبز است که در آفتاب قرمز شوند و سپس آسیاب کرد و بدست آوردن یک فلفل آتشین که بعداً می شود سس های تند واقعی هم از آنها تولید کرد، ممکن است بگویید فلفل قرمز که همه عطاری ها دارند اما باید خدمتتان بگویم که واقعا اینها فرق می کنند وقتی خودتان درست کردید تفاوت را متوجه می شوید...


 

از همه اینها گذشته تابستان بیشتر از همه من را یاد اون آهنگ فریدون فروغی می اندازد که می گوید

تن تو ظهر تابستون رو به یادم میاره...

+ نوشته شده در ۲۳ بعد از ظهر توسط امیر.
پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴
پشتیبانی
امروز ظهر چند نفر از نزدیکان رو داشتم میرسوندم فرودگاه امام. نواب و جمهوری ترافیک شدید بود. احساس کردم کولر دیگه خنک نمیکنه. چشمم خورد به آمپر آب ، دیدم در شرف جوش آوردن هستیم. و متعاقب آن همون صحنه خاطره انگیز که راننده بدبخت کاپوت رو میزنه بالا و در رادیت رو با لنگ قرمر باز میکنه و شلیک بخار و آب جوش.... داشت به ذهنم می آمد که سریع کولر  رو خاموش کردم.

تا عوارضی کنار بهشت زهرا رفتیم و دمای آب کمی بهتر شده بود که چشمم خورد به کانکس امداد خودرو. زدیم بغل و پیاده شدیم. آقا چه هوایی بود، یک چیزی تو مایه های همون کویر شهداد کرمان، ساعت دو ظهر آخرین روزهای چله تابستون! اصلا پیش بینی نمی کردم تعمیرکاری که میاد سراغ ماشین اینقدر به کارش علاقه داشته باشه. خیلی برخوردش خوب و حرفه ای بود. همین که مشغول عیب یابی بود همه چیز رو برای ما توضیح میداد.

معلوم شد مشکل از ترموسات بوده و البته درپوش رادیات هم خراب شده بود. سیم ثانیه لوازم رو آورد و تعویض کرد و یک استارت زدم و یک کولر گرفتم و خلاص!

کلا ده دقیقه اونجا معطل شدیم و به موقع به پرواز رسیدیم. اما در راه برگشت که دیگر کسی توی ماشین نبود داشتم به اون نگون بخت هایی فکر میکردم که بجای سمند ، پراید ، پژو و این ماشین های ژانر پیکان، مثلا لیفان دارند یا ام وی ام یا حتی هیوندای .... واقعا ترموستات یا در رادیات این ماشین ها تو دست هر تعمیرکاری پیدا میشه؟ اصلا این ماشین های رنگ و وارنگ خارجی که هر روز دارند وارد میشن چقدر وسط جاده های کویری و کوهستانی این مرز پر گوهر قابل اطمینان هستند؟

ماشین های ایرانی هرچقدر هم که بد باشند از این نظر خوبند.

+ نوشته شده در ۰ قبل از ظهر توسط امیر.
سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴
این اذهان عمومی کم حافظه
خبر کشف پیکرهای 175 شهید عملیات کربلای 4 که بعدا به شهدای غواص معروف شدند آنچنان انعکاسی داشت و آنقدر تاثر برانگیز بود که همه ما درگیر آن شدیم. انگار یک خط قرمزی از جنس احترام و شرم ترسیم شد که هر کسی با هر عقیده ای برای مدتها سوگوار بود و دیگر از آن دو دستگی ها و چند دستگی های روشنفکری و متفاوت بیاندیش و قضیه را از بنیاد زیر سوال ببر و....خبری نبود.

اما این بین یک سوالی در ذهن من شکل گرفته بود که امیدوار بودم پاسخش آن جوابی که فکر می کردم نباشد! اینکه اگر این 175 نفر غواص نبودند، یا با آن وضعیت دل خراش زنده به گور نشده بودند نیز همچنان مردم آنطور برایشان به خیابان می آمدند و شبکه های اجتماعی را اشباع می کردند؟ یعنی مردم بدنبال هیرو (قهرمان) نبودند؟ خانواده بقیه شهدا که در همه این سالها گاها در هیئت سه هزار پیکر هم تشییع می شدند در آن روزها چه حسی داشتند؟ مگر شهدای قبلی راحت تر جان خود را فدا کردند؟

سوال ذهنی من همچنان بدون پاسخ بود تا اینکه دیروز در خبرهای رادیو تیتری شنیدم که انگار در کل ایران فقط به گوش من خورده تا حالا و هیچ کس به آن اعتنا نکرده هنوز. خبری که جوابی است به سوالات بالا.

دیروز 76 شهید تازه تفحص شده از مرز شلمچه وارد کشور شدند، شهدایی که دیگر غواص نبودند. الان که دنبال منبع خبر بودم ابتدا به سایت بنیاد شهید رفتم و ناباورانه هیچ اثری از خبر در اصلی ترین متولی شهدای کشور پیدا نکردم! تلگرام و فیسبوک و اینستاگرام هم دوباره سرگرم عکس کلیپ و تکست های حکیمانه هستند. بقیه هم دارند به اثرات پسا تحریم بر بازار فکر می کنند.

+ نوشته شده در ۲۳ بعد از ظهر توسط امیر.