تبليغاتX
پنجره چوبی


این سومین مطلبیه که دارم مینویسم.دوتای دیگه سر از جای دیگه ای درآوردن و حیفم اومد خط خطی کنمشون و تا آخر نوشتم ولی بدرد اینجا نمی خوردن،شاید به قول یکی از دوستان جمعیت خاطر ندارم .

تو خونه همه ما وجود داره ، حتی در خیلی از دورترین و محرومترین نقاط ایران زمین هم حضور داره (شبیه چیستان شد) اینقدر وسیعه که تو یه کتاب و یه رشته دانشگاهی و دائره المعارف هم جا نمیشه چه برسه تو یک بخش از پنجره چوبی!

تلویزیون یک وجه مشترک بین همه ماست(به غیر از اونایی که میگن ما اصلا تلویزیون نگاه نمی کنیم) حالا فرقی نمیکنه که شما بیننده یه سریال 40 دقیقه ای باشید یا فقط به اخبار اقتصادی و شاخص بورس توجه کنید یا مثل مادر من نمازتون رو با نماز جماعتی که بعد از اذان پخش میشه بخونید یا .... مهم اینه که همه با تلویزیون در ارتباطیم.

بعضیا بخاطر اینکه محتوای برنامه های صداوسیما از فیلتر عده ای خاص میگذره و مدیرانش انتصاب میشن نه انتخاب و به خاطر مشکلی که با مواضع سیاسی این سازمان دارند به کلی ردش میکنن و به ماهواره پناه میبرن ، که من خیلی با اونا موافق نیستم در رد کردن صداوسیما به طور کامل،البته که انتقادهای جدی هم وجود داره ولی هنوز برنامه های درخور توجهی که حاصل زحمت یکسری برنامه ساز خلاقه هم به چشم میخورند که برای اونها بشه وقت گذاشت.

برنامه هایی (فیلم سینمایی،سریال،مستند،مصاحبه،گزارش......) هستند که بعد از تمام شدنشون همچنان تا مدتها تو ذهن میمونن یا حتی برای همیشه موندگار میشن. به نظر من این آثار هنری  که حاصل نوآوری و ابتکار سازندگانشون هستن پتانسیل های زیادی برای طرح در وبلاگ یا رسانه های دیگه دارن

قصد نداشتم تو این نوشته پرگویی کنم و بیشتر هدفم معرفی موضوع جدیدالتاسیس در پنجره چوبی بود.

بعد از خاطرات مترو این دومین موضوعیه که قراره از این به بعد بیشتر در موردش بنویسم،چندتا موضوع دیگه هم تو ذهنم دارم که بتدریج معرفی میکنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت   توسط امیر  |