تبليغاتX
پنجره چوبی
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط امیر |


افشین قطبی بامداد امروز برای همیشه از ایران خارج شد.

 وقتی برای اولین بار به ایران اومده بود با  عکس بزرگی که یک روزنامه از وی چاپ کرده بودجذبش  شدم. مادری که سالها ندیده بود  رو به گرمی در آغوش گرفته بود و هر دو لبخند پاکی به چهره داشتند.اون عکس رو میشد با عکس مشابهی که جهان پهلوان تختی در کنار   مادرش گرفته بود مقایسه کرد.  

افشین بسرعت  محبوب شد.چهره پرحرارت،تحصیلات بالا،سابقه درخشان و نتایج خوب پرسپولیس دلیل اصلی محبوبیتش نبود.

دلیل اصلی محبوبیت قطبی ،  گفتار و شخصیتش بود،جنگندگی و امیدواری او بود. اگر لحن علی دایی و امیرقلعه نویی و علی پروین سراسر انرژی منفی بود لحن قطبی سراسر انژی مثبت بود.این انرژی آنقدر قوی بود که برای تماشای  بازی های نه چندان حساس پرسپولس بیش از 70000 تماشاگر افطار نخورده در شبهای سرد اتوبان کرج راهی آزادی میشدند و تا 10 شب فریاد میزدند.....

تیم پیروزی مزد جنگندگی و امیدواری که مربی اش به آن تزریق کرده بود را در دقیقه 96 آخرین  بازی فصل قبل گرفت حتی این حس امیدواری در تماشاگرانی که تا آخرین دقیقه تیمشان را تشویق کردند هم محسوس بود.

بعد از قهرمانی افسانه ای پرسپولس  چهره وی از یک چهره ورزشی هم فراتر رفت.بسیاری از نشریات روانشناسی و حتی پزشکی (سلامت) درباره او مطلب نوشتند و تحلیل کردند.حتی بقول فردوسی پور بعداز قطبی فرهنگ حرفه ای بین مربیان ایران جای خود را باز کرد.

میتوانست  بعد از آن موفقیت برای همیشه ایران را ترک کند و خود را در تاریخ ورزش ما ماندگار کند. اما با همه سختی ها برگشت تا باز هم برای هدفی دشوار تر بجنگد. بارها از تیم مدیریتی جدید  بدقولی و بدحسابی دید. برای حرفه ای شدن تیمش بارها اعتراض کرد و ایستاد و تا حدودی هم موفق شد.

 اما حریف قدرتمند افشین که چون سایه دنبالش بود نشریات  ورزشی  بودند!

نشریاتی که بارها گفته شد فراتر از یک رسانه قدرت دارند و در حقیقت افرادی  آنها را در اختیار دارند که با ابزار رسانه میتوانند نقش تعیین کننده ای در جابجایی ها و نقل انتقالات خارجی و .... داشته باشند .بالاخره گردش مالی میلیاردی فوتبال ایران که کاملا دولتی هم هست برای خیلی ها جذاب و پر منفعت است!

به هر حال امپراطور باز هم جنگید و قول قهرمانی  آسیا را داد. اما ضربه ندانسته بدتری که او خورد این بار از سوی تماشاگرانی بود که بخاطر آنها  به ایران برگشته بود و تمام انرژی اش را از فریادهای آنها میگرفت.آنجا که در بازی قبل بخاطر یک نتیجه مساوی نغمه جدایی وی را سر دادند چون آب سردی بود بر پیکر امپراطور. مثل عاشقی که از معشوقش خیانت ببیند و مبهوت شود قطبی از درون شکست.

دیگر انگیزه ای برای جنگیدن و نشکستن نداشت!

برای آن تماشاگران و روزنامه ها خیلی متاسفم .برای اینکه میدانم امثال آنها را در صحنه های دیگر هم  زیاد داریم و از اقلیت تصادفی کشورم نیستند. واقعا متاسفم برای کسانی که از زمین زدن شخصیتی موفق لذت میبرند.

بالاخره قطبی هم  مثل هزاران و هزاران فرصت دیگری که از این کشور  سلب شده بود ، از روح ورزش ما سلب شد.بالاخره تعجب  همه آنهایی که از برگشت یک ایرانی-آمریکایی متشخص که فرصتهای شغلی ایده آل برای زندگی را رها کرده بود تا  کشور و مردم مهربان خود  را دریابد،پایان یافت!

من همواره افشین قطبی را بیاد خواهم داشت.بعنوان یک الگو و سمبل امیدواری. بعنوان شخصیتی که دوستش دارم ،یک دوست داشتن ناشی از احساس و منطق. 

کسی چه میداند شاید در جام جهانی بعدی دوباره دیدیمش.

ض متن گفتگوی من با خبرگزاری ایسنا در مورد روزانه نویسی در وبلاگها رو از  اینجا میتونید ببینید.

درباره وبلاگ

میشه به زندگی از پشت پنجره چوبی نگاه کرد...
5erechoobi@gmail.com
آخرين نوشته ها
انباری
موضوعات
یاران
خواندنی ها